على محمدى خراسانى
379
شرح منطق مظفر (فارسى)
شامل است و خود اين باب داراى بيست موضع فرعى و جزئى است كه در همهء آنها هدف اثبات يا ابطال است و هركدام به نوبهء خود كلّى و قاعدهء عامّه مىباشند كه در تحت آنها فروعات و مشهورات بسيارى داخل مىباشند و ذيلا به برخى از آنها اشاره مىشود : 1 . موضع لحوق الضد 2 . موضع التساوى 3 . موضع الاوّلى 4 . موضع المتشابهات 5 . ما يتعلق بالنضاد 6 . مواضع النظائر 7 . مواضع الاشتقاقات 8 . مواضع التصاريف و . . . « 1 » در اينجا مرحوم مظفر تنها به ذكر مثال بسنده كرده و مىفرمايد : سابقا سه مثال براى موضع اثبات و ابطال آورديم كه عبارت بودند از : « اذا كان احد الضدين في موضع فالضد الآخر . . . » و « اذا كان شيئى موجودا في وقت أو حال . . . » « و كلّ شيئى بهحسب عرض ممكن و نافع . . . » امّا مثالى كه اينجا مىآوريم اين است كه : وقتى ما موضوع و محمولى داريم و از آنها قضيّهء حمليه تشكيل دادهايم مىگوييم : هر آنچه كه عارض بر محمول اين موضوع شود با واسطه بر خود اين موضوع هم عارض مىشود ( العارض على المحمول عارض على موضوعه ) در نتيجه به حكم اين قاعده مىتوانيم آنچه را كه براى محمول اثبات شده به واسطهء آن بر موضوع هم بار كنيم و آنچه را كه از محمول سلب مىشود از موضوع سلب كنيم و حمل آن را ابطال نمائيم و در تحت اين موضوع مشهورات فراوانى مىتواند داخل باشد ( قبل از بيان آنها دو مثال از خارج مىآوريم . الف . الانسان حيوان ، و كلّ حيوان جسم ، فالانسان جسم كه بهسبب حيوانيّت جسميّت را براى انسان اثبات كرديم . ب . الانسان حيوان ، و لا شيئى من الحيوان بجماد ، فلا شيىء من الانسان بجماد كه قياس تشكيل داده و بهسبب حيوان بودن ، جماديّت را از انسان سلب كردهايم ، اوّلى را اثبات و دومى را ابطال گوئيم ) اينك چند مثال و فرع و قضيّهء مشهوره كه از اين موضوع كلّى استنباط مىشود : 1 . جمهور ( تودههاى مردم ) عاطفى هستند ( احساسات و عواطف آنها بر عقل آنان غالب است و يا احساسات و عواطف در آنها بسيار قوّى است . لذا امروزه در دنيا
--> ( 1 ) . تفصيل آنها را بايد از كتاب ارزشمند جوهر النضيد از صفحهء 245 تا صفحهء 250 اقتباس كرد .